خاطرات "علي آقا محمودوند " شهيدگروه تفحص منتشر شد
همزمان با حضور خيل عظيم كاروانهاي راهيان نور به استان خوزستان، كتاب خاطرات جانباز دفاع مقدس و شهيد سرافراز گروه تفحص شهيد "علي آقا محمودوند " منتشر شد.

اين كتاب كه با تصوير اين شهيد بر روي جلد و در قطع كوچك توسط گروه تحقيقاتي فتحالفتوح منتشر شده است با استقبال كاروانهاي راهيان نور مواجه شده است.
اين كتاب با 15خاطره كوتاه از اين شهيد با عناوين لقمه حلال، بگوبمير، پول يادگاري، لباس مرخصي، شجاعت، از خودش شروع ميكرد، اشك پنهان، شايد احتياج داشته، بادمجان بم، خسته نشد، خوشحالي آن مادر، نماز اول، رابطه با سربازها، تا راحت بخوابند، حرمت مادر همراه با 15عكس از شهيد علي آقا محمودوند پيش روي عاشقان فرهنگ ايثار و شهادت قرار داده است.
در خاطره "خسته نشد " اين شهيد آمده است "در هركاري كه براي شهدا بود خودش را فراموش ميكرد با پاي مصنوعي، نارحتي كليه و مشكلات دگير براي تفحص به منطقه ميرفت ولي يك بار هم نشد بگويد خسته شدم ، استراحت كنم مثلا ميخواست موتور بيل مكانيكي را تعمير كند با تمام وجود مي رفت داخل موتور و از هيچ چيزي ابايي نداشت، ما آستين هايمان (راوي) را بالا ميزديم و مراقب بوديم روغني نشويم ولي او به اين موارد توجهي نداشت، وقتي شهيدي پيدا مي شد منتظر بيل نميماند كاري نداشت زمين نرم است يا سفت، با دستش زمين را ميكند و يا حسين حسين گويان خاكها را كنار ميزد و شهيد را روي دستان خود، پاي پياده عقب مي برد.
اين كتاب ارزشمند همزمان با حضور كاروانهاي راهيان نور در مناطق عملياتي توزيع ميشود.
پيش بيني شده حدود دو ميليون نفر از كاروان هاي راهيان نور در ايام تعطيلات از يادمانها، مشاهد شهيدان و مناطق عملياتي هشت سال دفاع مقدس استان خوزستان بازديد كنند.
اين كتاب با 15خاطره كوتاه از اين شهيد با عناوين لقمه حلال، بگوبمير، پول يادگاري، لباس مرخصي، شجاعت، از خودش شروع ميكرد، اشك پنهان، شايد احتياج داشته، بادمجان بم، خسته نشد، خوشحالي آن مادر، نماز اول، رابطه با سربازها، تا راحت بخوابند، حرمت مادر همراه با 15عكس از شهيد علي آقا محمودوند پيش روي عاشقان فرهنگ ايثار و شهادت قرار داده است.
در خاطره "خسته نشد " اين شهيد آمده است "در هركاري كه براي شهدا بود خودش را فراموش ميكرد با پاي مصنوعي، نارحتي كليه و مشكلات دگير براي تفحص به منطقه ميرفت ولي يك بار هم نشد بگويد خسته شدم ، استراحت كنم مثلا ميخواست موتور بيل مكانيكي را تعمير كند با تمام وجود مي رفت داخل موتور و از هيچ چيزي ابايي نداشت، ما آستين هايمان (راوي) را بالا ميزديم و مراقب بوديم روغني نشويم ولي او به اين موارد توجهي نداشت، وقتي شهيدي پيدا مي شد منتظر بيل نميماند كاري نداشت زمين نرم است يا سفت، با دستش زمين را ميكند و يا حسين حسين گويان خاكها را كنار ميزد و شهيد را روي دستان خود، پاي پياده عقب مي برد.
اين كتاب ارزشمند همزمان با حضور كاروانهاي راهيان نور در مناطق عملياتي توزيع ميشود.
پيش بيني شده حدود دو ميليون نفر از كاروان هاي راهيان نور در ايام تعطيلات از يادمانها، مشاهد شهيدان و مناطق عملياتي هشت سال دفاع مقدس استان خوزستان بازديد كنند.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت توسط قادمون
|