شهدای مسجد در پایگاه های مجازی دیگر
عاشورائيان(صفحه ۴ هفته نامه صبح صادق شماره ۴۱۱ " ۱۹/۵/۱۳۸۸)
شهید سید یوسف کابلی
پدرجان بچه ها از سرما مي لرزند!
شب سال نو بود كه متوجه شدم يوسف و برادرش لباس هاي نويي را كه برايشان سفارش داده بودم بدوزند برده اند و داده اند به معلمشان كه آنها را به بچه هاي بي بضاعتي كه درسشان خوب است، بدهد. روزي به من گفت:«پدرجان سالن مدرسه بزرگ است و ميزها و نيمكت هاي فلزي خيلي سرد مي شوند و بچه ها از سرما مي لرزند بهتر نيست اين بخاري بزرگ را كه چندان مورد احتياج ما نيست به مدرسه هديه بدهيم؟» من هم قبول كردم و آن را به مدرسه دادم. بعدها فهميديم هنگامي كه به دانشگاه مي رفت، پنجشنبه ها و جمعه ها را براي كار به آجرپزي مي رفته و پولش را به يك خانواده فقيرنشين شش نفره كه پدر خانواده فلج و از كار افتاده بود، مي داده است.
به نقل از پدر شهيد سيد يوسف كابلي
سيد يوسف در 92 آبان ماه 1335 در يكي از جنوبي ترين مناطق تهران چشم به جهان گشود. كودكي اش همچون همسن وسالانش در شور و نشاط گذشت. خانواده مذهبي او از همان سنين ابتدايي سوره هاي كوچك قرآن را به او آموختند. در دوران تحصيل آنچه كه او را از ساير دوستانش متمايز مي ساخت هوش سرشار و روح ايثارگري او بود. در دوران دبيرستان سعي مي كرد تلاوت قرآن و رساله امام خميني (ره) را به ساير محصلان ياد بدهد. پس از اتمام دبيرستان در سه رشته شيمي دانشگاه تبريز، الهيات دانشگاه شيراز و مهندسي طراحي دانشگاه علم و صنعت قبول شد كه از اين ميان، رشته مهندسي را برگزيد. در سال 1355 مبارزات سياسي خود را آغاز كرد. پس از پيروزي انقلاب همچنان در تمام صحنه هاي جنگ حضوري فعال داشت.در امر بنيانگذاري سلاح سنگين و توپخانه در سپاه و طراحي موشك هاي هدايت شونده ضد تانك نقش داشت. او در طول سال هاي جنگ چندين بار مجروح شد اما هر بار مصمم تر به جبهه بازگشت. سرانجام در روز 18 بهمن 1365 در عمليات كر بلاي پنج (بين شهرك شلمچه دوئيجي) تركش خمپاره او را به آرزوي ديرينه اش رساند و راهي ديار شهيدان ساخت.