بنياسرائيل و بنياسماعيل
در برنامهي قبلي از دو خط «بنياسرائيل و بنياسماعيل» در طول تاريخ ياد كردم كه موجب طرح سؤالاتي از سوي عزيزان شنوندهي موعودي و مهدوي شد كه امروز با توجّه به اقتضاي برنامه و زمان بدان اشاره ميكنم به ويژه كه در ايّام برگزاري جشن نهم ربيعالاوّل يعني آغاز امامت آخرين وصيّ رسول خاتم از ذريّهي حضرت اسماعيل(ع) به سر ميبريم.
قرنها از كينهي يهود و بنياسرائيل عليه خدا، دين خدا و بندگان خدا ميگذرد. همهي تاريخ گذشته، مشحون اين كينكشي است. صورتهاي مختلف آن را در قتل و غارت و تحريف ميتوان سراغ گرفت. چه از فاصلهي سه هزار سالهي ميان حضرت ابراهيم، خليل الرّحمن تا بعثت رسول ختمي مرتبت و چه پس از آنكه جمعاً پرده از 4400 سال جرم و جنايت بنياسرائيل عليه انسان،
شايد به قول جناب حجّت الاسلام موسوي زنجاني بتوان اين همه جنايت را در دو نوع قتل خلاصه نمود. قتل انبياء و اوليا و اوصيا كه به منزلهي قطع ارتباط انسان با وحي و علم مخصوص نازل شده براي انبيا است و قتل نفس.
فقدان شناخت و عموم درك راز اين قتل عام باعث بروز سوءتفاهم، وضعگيريهاي گوناگون و تفاسير خودبنياد در تاريخ دين و دينداري شده است.
تقدير كلّي و نقشهي الهي بر اين قرار گرفته بود تا علم و ساير ميراث انبيا و اوصيا دست به دست از اوّلين وصي يعني؛ حضرت هابيل(ع) منتقل و دست آخر از طريق پيامبر آخرالزّمان، به سلسلهي اوصيا و آخرين وصيّ ايشان حضرت صاحب الزّمان، مهدي موعود(ع) برسد.
تا ايشان به عنوان مهدي موعود، وارث ميراث همه انبياء و اوصياء، حركت عمومي و ابدي بشر را حول محور اسلام و كعبه هدايت كند و بالاخره حاكميت جهاني دين را اعلام نمايد.
گوئيا از همان روز اوّل، بزرگترين فضيلت و خصوصيت وصي رسولالله بودن، قبول «مظلوميت و شهادت» بود. چنانكه، هابيل، به عنوان اوّلين وصي، در مظلوميت به شهادت رسيد. اين رسم ماند تا آن زمان كه به اذن خداوند، آخرين وصيّ رسول آخرالزمان در پرده غيبت قرار گرفت و ضمن قبول مظلوميت تام، از شهادت در امان ماند تا توسط ذخيره خداوند امكان تأسيس حكومت جهاني را فراهم شود.
در دستگاه دين، شجره جاويدان خلافت كه همان شجره طيبهاي است كه اصل و ريشهاش ثابت و شاخههايش به آسمان ميرسد، شجره رسالت و خلافتي است كه ريشه آن ابراهيم خليل(ع) و آخرين ثمره شاخه آن حضرت امام عصر(ع) است.
اين شجره، داراي يك ريشه و دو بدنه شد. يكي كوتاه به نام شجره بني اسرائيل و ديگري بلند به نام شجره بني اسماعيل.
پس از ابراهيم(ع)، شاخه كوتاه از حضرت اسحاق شروع شد و در پسر او حضرت يعقوب، داراي دوازده شاخه شد. هر شاخه به نام يكي از 12 پسر حضرت يعقوب كه اسرائيل ناميده ميشد مشهور است.
از نسل حضرت يعقوب، پسر اسحاق، 48 پيامبر به ظهور رسيد كه به انبياي بني اسرائيل مشهورند. پس از ايشان، نبوت از شاخه كوتاه منقطع گرديد و در شاخه بلند يعني بني اسرائيل امتداد يافت تا حضرت رسول خاتم(ص) و دوازده وصيّ ايشان پاي به عرصه زمين بگذارند.
در سوره نساء آيه 54 ميفرمايد: يهود بدين دليل نسبت به رسول خدا حسادت ميكند كه ما آن علم مخصوص را به آل ابراهيم (رسول خدا و اهل بيت) دادهايم.
دشمني و حسادت ريشهدار بني اسرائيل نسبت به بني اسماعيل به اين امر برميگردد.
تمام انبياي عظام الهي داراي 12 وصي يا خليفه بودند. هنگامي كه نوبت به دوازدهمي مي رسيد پيامبر بعدي مبعوث ميشد.
آخرين پيامبران بني اسرائيل، حضرت زكريا، يحيي و عيسي(ع) به پيروان خود اعلام فرمودند كه نبوت از ما بني اسرائيل در حال قطع شدن و انقراض است و نويد پيامبر خاتم از نسل بني اسماعيل را دادند. جدّ رسول خدا، معد بن عدنان، از نوادگان حضرت اسماعيل بود.
بني اسرائيل، از زمان آخرين پيامبر خود و خلافت آخرين وصي 600 سال فرصت آماده شدن براي استقبال از پيامبر آخرالزمان را داشتند، امّا آنان، به جاي آماده شدن، در كار رخنه و فساد و توطئه وارد شدند.
در طي همه اين قرون و حضور انبياي بني اسرائيل و مأموريتشان براي هدايت اين قوم سركش دين حنيف توسط اعقاب اسماعيل، بني هاشم و خانواده عبدالمطلب حراست ميشد در گوشهاي دور دست از جزيرهالعرب و برخي نقاط ديگر.
به استناد سخن برخي از بزرگان، جانمايه و روح دين و فرهنگ و ادب ايرانيان، برگرفته و برخاسته از دين حنيف حضرت ابراهيم(ع) بوده. علت قرابت و همنوايي فرهنگ وادب اسلامي و شيعي با فرهنگ و ادب خالص و بيپيرايه ايراني هم به همين امر برميگردد.
حساب اشرار يهودي گوساله پرست با پيروان حضرت موسي كليم الله جداست.
قبل از بعثت رسول خاتم(ص) به خاطر اعلام اوصياي حضرت عيسي(ع)، مرداني از سراسر جهان خود را منتظر ديدار پيامبر آخرالزمان مي شناختند و مترصّد اعلام بعثتش بودند. از جمله، ايرانيان و از جمله سلمان فارسي، كه خود در زمره مستقبلان از اين پيامبر مكرّم است.
چنانكه ميدانيد در عمر بلند خود و از عصر جواني براي كشف حقيقت و دستيابي به رسول خدا(ص)، ديار خود را ترك كرد. آثار النبوه و ميراث الرساله، عبارت بود از عصاي موسي، تابوت عهد، پيراهن يوسف، خاتم سليمان، نعلين شيث و تيروكمان اسماعيل و ساير آثار رسالت . اين آثار و امانات توسط اوصياي حضرت عيسي كه 12 نفر بودند دست به دست گشت تا آنكه توسط ربي باسط، كه دوازدهمين وصي بود، در آستانه بعثت پيامبر و رسول جهاني اسلام، به واسطهي سفارش حضرت عيسي(ع) به دست سلمان فارسي رسيد. در هنگامهاي كه آخرين وصي در شرف رحلت بودند و سلمان، سلمان فارسي «منا اهل البيت» شد.
انبياي بني اسرائيل، مدّت مأموريتشان كوتاه، مخاطبانشان مخصوص و محدود به بنياسرائيل و اولاد و ذريهي يعقوب(ع) بود و در مقابل، مأموريت رسالت بنياسماعيل ابدي و جهاني و خلافت در ميانشان نيز جهاني و هميشگي اعلام شده بود.
اين انتقال ميراث نبوت و همچنين خلافت جهاني بنياسماعيل چيزي بود كه اشرار يهود و نه مؤمنان موسي كليم الله و اوصياي عيسي(ع) تاب تحملش را نداشتند.
مراسم ذبح حضرت اسماعيل ذبيح الله در منا، تدفين حضرت در حجر اسماعيل، سنّت نماز پشت مقام ابراهيم، حج گزاردن در مسجد الحرام مطابق سنّت حضرت ابراهيم(ع) همه و همه نشانههايي بودند تا همگان متذكر شوند، مراسم ذبح، جشن بقاي ذريهي وصيّ ابراهيم؛ يعني اسماعيل ذبيح الله است تا ثابت شود كه پيامبر آخرالزّمان(ص) و مهدي موعود(ع) در صلب و ذريهي اسماعيل است و محلّ ظهورش خانهي خدا. ساخته شدن خانهي خدا به دست ابراهيم، هاجر و اسماعيل، اعلام برنامهي جهاني اسلام بود و دفن حضرت اسماعيل در حجر اسماعيل، نشانهاي براي حركت ابدي بشر حول محور كعبه، تا دانسته شود و در اين حركت ذبح و شهادت در راه خدا و اسلام است. در مقابل بنياسرائيل، سر در پي مسيح يهودي گذاشتند و سعي در احياي بيت المقدس يا كعبهي اسرائيلي را كه دو مرتبه توسط بخت النصر و در سال 70 ميلادي توسط فرماندهي رومي ويران شده بود، كردند تا به حيلهي سنّت طواف و ذبح و قرباني را از آن خود اعلام كنند شايد كه بتوانند تأسيس حكومت جهاني و ابدي را از راه جعل و تحريف و قتل و غارت از آن خود سازند.
اعلام بيت المقدس به عنوان پايتخت حكومت جهاني مسيح يهودي، تلاش براي تخريب مسجد الاقصي، ساخت پايههاي هيكل سليمان اطراف اين مسجد و ساخت گوسالهي سرخ موي از طريق مطالعات ژنتيك براي قرباني كردن در اين معبد يهودي جملگي به اين كين و حسد دربارهي بنياسماعيل برميگردد.
قبلاً دربارهي مسيحيان يهودي كه عمدتاً در آمريكا و انگلستان زندگي ميكنند سخن گفتهام بنيادگرايان انجيلي اين كشورها، از طريق هزاران رساله در گوش مردم ساكن غرب ميخوانند كه عنقريب مسيح، ظهور ميكند آن هم پس از جنگ اتمي آرمگدون در صحراي هارمجدون در فلسطين اشغالي، جنوب حيفا و با جعل و تحريف جناح شر و دجال را مسلمانان و اعراب معرفي ميكنند و جناح خير و سلامت را حاميان اسرائيل. راز عداوت عليه شيعيان آل محمد(ص) هم به حمايت اين قوم شريف از ذريهي بنياسماعيل و آخرين وصيّ پيامبر يعني مهدي موعود(ع) برميگردد كه قرار است مؤسس حكومت جهاني و ابدي شود.
همراهان ديرين بنياسرائيل يعني بنياميه و بنيعباس هم طيّ همهي قرنهاي گذشته سعي در منحرف ساختن سلسله وصايت از بنياسماعيل و انتقال آن به بنياميه كردند تا شايد فرصت تأسيس حكومت جهاني را فرا چنگ آورند. در حالي كه به شهادت تاريخ، يهود طيّ همهي قرون گذشته و از فرداي رحلت پيامبر(ص) در خانهي بنياميه لانه گزيده بود. فتنهگري در عراق و ايران، كشتار بيرحمانهي فلسطينيان، سرمايهگزاري 250 ميليارد ديناري عربستان براي كنترل و هدايت انتخابات عراق، ترور رهبران جنبشهاي اسلامي و شيعي، هدايت و حمايت از گروههاي تروريستي القاعده و جندالله و امثالهم، همه و همه در راستاي حسادت و كين ديرينهي بنياسرائيل دربارهي بني اسماعيل برميگردد.
چنان كه مفصلاً در بحث از قوم نشان شده و نقش ايرانيان در واقعهي شريف ظهور گفتهام، اين سرزمين و ساكنان شريف آن، در زمرهي زمينه سازان قيام جهاني وصيّ رسول خدا(ص) و همراه و حامي اين امام و نقشآفرين در تأسيس آن حكومتند.
به گواهي روايات حضرات معصومان(ع) از ميان ياران خاص امام يعني 313 نفر، 150 نفر ايراني و برخي نيز ايراني تبارند.
اين نقش آفريني در تقدير كلي الهي وارد است چنان كه، خلافت امام مبين از سلسلهي بنياسماعيل و محو و نابودي شرك و كفر و نفاق در آخرالزّمان، قرار گرفته و در قرآن دربارهاش به صراحت بيان شده است.
نبايد مبدأ و مقصد و مسير حركت را از ياد برد و فريفتهي شياطين و اشرار يهود شد.
اگر آنها، با نيرنگ و دسيسه و تحريف آموزههاي پيامبران پيشين، خود را ميراث بر نيل تا فرات اعلام ميكنند و تأسيس اسرائيل بزرگ را در وظيفهي خود وارد ميكنند و با زير پا گذاشتن همهي موازين به همهي انبيا خيانت ميكنند، خداوند تأسيس دولت جهاني را مخصوص پيامبر آخرالزّمان از نسل اسماعيل ميداند چنان كه آخرين وصيّ ايشان حضرت مهدي(ع) آن را عهدهدار است.
حضرات معصومين(ع) در تفسير فدك، مِلك و مُلك رسول خاتم را كه به ذريهي ايشان رسيده تحريف ميكنند چنان كه امام كاظم(ع) در محاجّه و مناظره با هارون فرمودند: «منظور از فدك، آن باغ و مزرعهي معروف در اطراف مدينه نيست. منظور تمام كشورهاي اسلامي، از يمن گرفته تا سمرقند، افغانستان و از آفريقا گرفته تا خزر و ارمنستان است.» بحار، ج 48، ص 144.
در تاريخ آمده است كه هارون به خاطر اين تفسير امام از فدك، امام كاظم(ع) را شهيد كرد.
بحار، ج 48، ص 144.
به قول آن شاعر، چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
در دوره و زمان ما، واسپس سه هزار سال بلكه بيشتر دليل و برهان، جماعتي به ظاهر مسلمان و در حقيقت مسلمان صهيونيست، در حمايت از بني اسرائيل عليه بني اسماعيل ميخروشند، يا آنها را به قتل ميرسانند و با دستهاي بسته شهيد ميسازند يا با كشتار اوليا و علما و مقابله با فقها سعي در قطع ارتباط ميان مردم و علم دين ميكنند. دير نيست كه خورشيد قدسي از پس كوههاي غيبت سر برآورد. و لو كره المشركون.
اسماعیل شفیعی سروستانی