بسيج دانشجويي دانشگاه تربيت مدرس تهران در بيانيه‌اي با اشاره به اينکه که هر گاه در جامعه اسلامي فتنه بالا بگيرد، ديگر جاي مماشات نيست، از رييس مجمع تشخيص مصلحت اين سئوال کرده است که آيا هنوز مصلحت اقتضا نکرده است که کمي نگران شويد؟

در اين بيانيه که به مناسبت هتک حرمت عاشورا صادر شده، آمده است:

"و قاتلوهم حتي لاتکون فتنه

ديگر چه بايد مي شد که نشده است؟ به چه بايد جسارت مي کردند که نکرده اند؟ آن روشنفکر مسلکان جماران نشين چرا سکوت کرده اند؟ مدعيان دروغين خط امام کجايند و مسئولين قضايي کشور کجا؟ از کف و سوت هاي فاطميه و رقاصي هاي خياباني به سادگي گذشتيم که اين گونه کار به هتک حرمت پرچم سياه سيدالشهداء رسيده است و اکنون آيا بايد باز هم بايد نشست و سکوت کرد؟ بايد به آتش کشيده شدن قرآن کريم را هم با سعه صدر نشست و ديد؟

**فتنه هاي بعد از انتخابات بهانه اي بود براي آنان که بغض انقلاب و امام را در سينه داشتند

امروز ديگر همه مي دانند، فتنه اي که از بعد انتخابات آغاز شد نه بر سر تقلب بود و نه بر سر تخلف. بهانه اي بود براي آنان که بغض انقلاب و امام را در سينه داشتند و فرصتي بود براي آن که با دين و اسلام سر نزاع داشتند و البته جمعي هم در اين ميان فريب ياوه سرايي هاي رهبران فتنه را خوردند.

آن گاه که در جامعه اسلامي فتنه بالا بگيرد، ديگر جاي مماشات نيست. قرآن کريم مي فرمايد:«الفتنه اشد من القتل.» و نيز تصريح مي کند:«و قاتلوهم حتي لاتکون فتنه و يکون الدين لله» اگر سال ها از حکم امام در مورد سلمان رشدي گذشته، اما موضوع سلمان رشدي صفتان همچنان باقي است.

آن کسي که ادعاي نخست وزيري امام را داشت، اکنون کجاست؟ چرا از جسارت به ساحت اهل بيت نگران نمي شود؟ چرا از آتش زدن عکس خميني کبير نگران و ناراحت نشد؟ چرا بعد از هتک حرمت حرم حضرت معصومه ابرو در هم نکشيد؟ چرا از کف و سوت و هورا کشيدن هاي شام تاسوعا در جماراني که هنوز يادآور خطابه هاي حماسي امام(ره) است، متاسف نشد؟ اين است خط امام؟

آن شيخ ساده لوح که هر روز با بيانيه هاي تاسف بارش اسباب شادي و فرح بيگانگان و کاخ سفيد را فراهم مي کرد، اکنون کجاست؟ چرا اينان خفه شده اند؟ چرا براي محکوم کردن هتک حرمت مقدسات بيانيه نمي دهند؟ خون سيدالشهدا و حرمت عاشورا براي اينان مهم نيست؟ "دينداري" به کنار، چرا اينان رسم "آزادمردي" را نياموخته اند؟ چرا کساني که "آب را هم با سياست مي خورند" صف بندي هاي خود را مشخص نمي کنند؟ چرا رييس مجمع تشخيص سکوت کرده است؟ آيا هنوز مصلحت اقتضاء نکرده است که ايشان کمي نگران شوند؟!

**ديگر مجالي براي مسامحه نيست

وقايع تاسوعا و عاشورا اگر چه تاسف بار بود اما در عين حال جنس پايگاه اجتماعي دو جريان اکثريت و اقليت را به تصوير کشيد. همه ديدند غوغاسالاران جز مشتي قانون شکن و دين ستيز نيستند و اکنون ديگر نه صبر جايز است و نه سکوت. ديگر مجالي براي ايستادن و مسامحه نيست. که اگر اين خط همين جا نشکند، همه و همه مسئول اتفاقات و حرمت شکني هاي بعدي خواهيم بود.

**نمي خواهيم ساليان بعد بگويند:«ما اهل تهران نيستيم علي تنها بماند!»

امروز بر همه مسلمانان، علما، طلاب و حوزه هاي علميه، دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها، مسئولين و صاحب منصبان، کارمندان و کارگران و اقشار مختلف مردم فرض است که از عمق وجود در مقابله با حرمت شکني هاي اقليتي حقير بخروشند و فتنه گران را سر جاي خود بنشانند. اگر عاشورا رقم خورد به اين خاطر بود که جمعي حقيرانه سکوت کردند. آنان که مي فهميدند و مي دانستند ماجرا از چه قرار است، سر در گريبان گرفتند و لب فروبستند. و امروز نمي خواهيم ساليان بعد در تريبون ها بگويند:«ما اهل تهران نيستيم علي تنها بماند!» ما آزادگي را از حسين آموختيم و از راه حسين جدا نخواهيم شد.

آن گاه که اميرالمومنين به جنگ فتنه گران رفت، با کساني جنگيد که هنوز ادعاي ديانت داشتند. پياده نظام هاي فتنه کنوني که حتي در عمل هم از دين مي گريزند. آن روز علي چشم فتنه را درآورد و فرمود:«من فتنه را نشاندم و کسي جز من شجاعت اين کار را نداشت، از آن پس که موج تاريکي آن برخاسته بود و گزند آن همه را فراگرفته بود.»
و اکنون بايد با فتنه گران به مواجهه پرداخت. ديگر دوران مسامحه به سر آمده است. کسي چون کروبي که اين چنين ياوه سرايي مي کند بايد محاکمه شود. علي در نهروان به جنگ کساني برخواست که پيشاني هايشان از سجده پينه بسته بود. او در صفين به جنگ کساني برخواست که قرآن بر سر ني داشتند و ادعاي ديانت مي کردند. امير در جمل با کساني مبارزه کرد که همراهي ام المومنين عايشه را با خود داشتند.

پس ديگر نه سابقه انقلابي مصونيت دائمي و تمام و کمال مي آورد و نه ادعاي دينمداري. آنان که همگام با دشمن، حيثيت ايران اسلامي، بزرگترين کشور شيعي جهان را به بازي گرفته اند بايد سر جايشان بنشينند. بديهي است در صورت مماشات مردم خود مي توانند آنچه را که بايد به انجام برسانند.

اگر نيروي انتظامي توان مقابله با کساني که اموال مردم را به آتش مي کشند و به بيت المال آسيب مي زنند را ندارد به کنار رود. تا کي بايد امنيت مردم و منافع ملي دست‏خوش بازي‏هاي کودکانه جمعي زياده خواه باشد؟ تا کي بايد آبروي ايران به حراج گذاشته شود؟ ديگر بس است.

بسيج دانشجويي دانشگاه تربيت مدرس تهران ضمن هشدار نسبت به عواقب و پيامدهاي جريان فتنه که هر روز در مسير راديکاليسم مي تازد، از همه اقشار مردم دعوت مي کنيم تا حضورشان در صحنه را براي تاريخ به ضرب المثل تبديل کنند و نيز از مسئولين مي خواهيم مسامحه را پايان دهند و هشدار مي دهيم که نقش بايسته خود را خوب مي شناسيم."