دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی وابسته به سیا و MI6 به دست سربازان گمنام امام زمان (عج)
شرور شرق به دام افتاد
ریگی و گروه تحت فرمانش اقدامات تروریستی بسیاری را در ایران سازماندهی کردهاند.
«شعار برپایی حاکمیت دمکراسی بار دیگر قربانی گرفت.این بار منطقه بلوچستان شاهد حادثهای بود که مسببان آن دم از اسلام و حاکمیت دمکراسی میزنند و هنوز غبار وقایع تلخ پس از انتخابات، در کشور فروننشسته بود که شهادت جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران و بزرگان طوایف مختلف بلوچ و همچنین مردم بیگناه این مبارزه را وارد مرحله جدیدی کرد.» این سرآغاز گزارشی بود که روز 27 مهرماه به هنگام سوگ ملت ایران در غم از دست دادن فرزندان خود و قهقهه شیطانی عبدالمالک برای پیروزی در این جنایت در روزنامه جوان منتشر شد و امروز دلیل آغاز گزارش دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده ارتش شیطان با سرآغاز مطلب شهادت سردار نورعلی شوشتری و سایر فرماندهان برجسته سپاه و همچنین سران قبایل بلوچ بیانگر این حقیقت است که خون شهدا هرگز پایمال نشده و گریبان مسببان آن را خواهد گرفت؛ واقعیتی تاریخی که مردم ایران در دستگیری و اعدام خفتبار صدام حسین آن را تجربه کردهاند.
پایان ریگی از کجا آغاز شد؟
شاید بتوان مهمترین سرمنشأ برای دستگیری و پایان دادن به امپراتوری ریگی در سیستان و بلوچستان را ترور ناجوانمردانه سردار شوشتری و تنی چند از سران قبایل بلوچ دانست؛ تروری که گروهک جندالله یا بهتر بگوییم جندشیطان با رهبری شرور سابقهدار عبدالمالک ریگی مسؤولیت آن را به عهده گرفت تا پرونده قتل و غارت این گروه بیش از پیش سنگینتر شود. گروهی که اگرچه سرکرده آن تحت تعقیب نیروهای نظامی و اطلاعاتی ایران، پاکستان و چند کشور دیگر بود اما بهرغم تمامی تلاش این نیروها برای دستگیری اعضای این گروهک و سرکرده آنها عبدالمالک ریگی، آنها با حمایت کامل سرویسهای اطلاعاتی غرب که در افغانستان و پاکستان بساطگستری کردهاند موفق به گریختن و پنهان شدن از دیدگان این نیروها میشدند.موید این مطلب مصاحبههای مکرر عبدالمالک با شبکههای العربیه، صدای آمریکا و تلویزیون پارس بود.کارکنان این رسانهها، کسانی بودند که به رغم تحت تعقیب بودن عبدالمالک ریگی توسط نیروهای نظامی ایران و پاکستان به عنوان یک تروریست، با وی گفتوگوی زنده ترتیب دادند و نظرات افراطی و متعصبانه این فرد را که نشأت گرفته از تندروهای وهابی عربستان است، به صورت گسترده منتشر کردند و در کنار این در اختیار داشتن امکانات پیشرفته نظیر پدافند ضد هوایی، دستگاههای پیچیده مخابراتی، خودروهای مدل بالا و امکانات میلیاردی و همچنین تردد بدون مشکل آنها در افغانستان و پاکستان که تحت سیطره نیروهای آمریکایی و ناتو است، دلیل دیگری برای اثبات حمایت غربیها از این تروریست کوچک بود.بنابراین پس از شهادت سردار شوشتری، فرمانده جدید قرارگاه ثارالله سپاه منصوب و فصل جدیدی در تاریخ سیستان و بلوچستان آغاز شد؛ فصلی که توأم با پیشرفت و سازندگی و حرکت رو به جلو برای این استان بود که بر روی تن آفتابگیرش رد سالها بیتوجهی خودنمایی میکرد و از طرف دیگر تلاشهای مضاعف و جدی سپاه برای به دام انداختن عامل اصلی وقایع دلخراش تروریستی منطقه جنوب شرق با جدیت ادامه داشت تا اینکه این امر در روز گذشته به وسیله سربازان گمنام امام زمان(عج) آن هم در خارج از مرزهای کشور محقق شد.
عبدالمالک ریگی کیست؟
عبد المالک ریگی و گروه تحت فرمانش ابتدا با عنوان جندالله و اکنون به نام جنبش مقاومت ملی اقدامات تروریستی بسیاری را در ایران سازماندهی کردهاند.از قاچاق مواد مخدر و گروگان گرفتن مرزبانان ایرانی و قتل تعداد زیادی از مردم بیگناه سیستان و بلوچستان تا به نمایش گذاشتن فیلم قتل سرباز ایرانی در مقابل دوربین شبکه العربیه.گرچه او اهداف خود را احقاق حقوق مردم بلوچستان معرفی کرده اما بیشک ریگی و گروهش یکی از نمودهای تروریسم شبهنظامی ـ چریکی قلمداد میشوند.بنابراین نگاهی به زندگینامه ریگی میتواند ابعاد گستردهتری از شخصیت وی را مشخص کند. عبدالمالک ریگی احتمالاً متولد سال 1358 است.«ریگی» یکی از قبایل بلوچستان شمالی است.عبدالمالک تحصیلات کلاسیک ندارد و تنها چند سال در یکی از حوزههای علمیه اهل سنت مشغول به تحصیل بوده که البته از آنجا نیز اخراج شده است.ریگی خودش را خادم جندالله میخواند. او دارای سابقه شرارت و یک مورد چاقوکشی به خاطر مسائل قبیلهای در داخل شهر زاهدان است و به همین خاطر مدتی هم زندانی شد اما بعد از آزادی خود را زندانی سیاسی معرفی نمود. بنا به گفته خودش از سن نوزده سالگی اسلحه به دست گرفته و به عملیات تروریستی پرداخته است.گفته میشود ریگی پیش از آغاز فعالیتهای تروریستی برای جلب حمایت علمای اهل سنت منطقه -که به مولویها مشهور هستند - نزد آنها رفت اما آنها برای حرفهایش اهمیتی قائل نشدند. گزینه بعدی ریگی قاچاقچیان عمده مواد مخدر بودند. آنها به دلیل اینکه علاقه داشتند جبهه تازهای در برابر نیروهای انتظامی و امنیتی استان به وجود آید از ریگی استقبال کردند و با در اختیار گذاشتن اسلحه و پول به حمایت از او برخاستند. به این ترتیب ریگی گروه خود را پایهگذاری کرد. گروهی که پس از نخستین حمله تروریستی نام «جندالله» را بر خود گذاشت.این گروه هدف اصلی خود را «دفاع ازحقوق ملی و مذهبی قوم بلوچ و اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان اعلام کرده» اما بسیاری از مردم غیرنظامی منطقه نیز قربانی عملیات تروریستی او و گروهش شدهاند. جندالله پس از مدتی نام «جنبش مقاومت ملی ایران!» را بر خود گذاشت.
گروه «جندالله» در سال ۱۳۸۴ شمسی ۹ مرزبان ایرانی را به گروگان گرفت و در قبال آزادی آنها خواهان آزادی برخی از اعضای گروه خود شد که در دادگاههای انقلاب به عنوان مفسد فیالارض به اعدام محکوم شده بودند. جندالله همچنین در حملهای که بعدها به کشتار تاسوکی معروف شد ۲۱ تن از مردم غیر نظامی را به قتل رساند. در بهمن ماه سال ۱۳۸۵ شمسی شهر زاهدان شاهد انفجار بمبهایی بود که هدف آنها اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان بودند. در این بمبگذاریها یازده تن از پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. اردیبهشت ۱۳۸۷ شانزده سرباز و پرسنل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در حمله اعضای جندالله به یک پاسگاه درسراوان به گروگان گرفته شدند.این گروه خواستار آزادی برادر عبدالمالک ریگی شد و دو تن از گروگانها را به قتل رساند.
چتر اطلاعاتی ایران در منطقه
در کنار تمامی اینها دستگیری عبدالمالک ریگی توسط سربازان گمنام امام زمان و ردزنی این تروریست در بیرون از مرزهای کشور که منجر به بازداشت وی شد، حکایتکننده هوشیاری و ایجاد چتر اطلاعاتی قوی نیروهای ایرانی در بیرون از مرزها برای دفاع از تمامیت ارضی ایران است.موضوعی که در دستگیری شهرام جزایری و بازگردان وی به داخل کشور از یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس نمود بیشتری پیدا میکند. این دستگیری در حالی اتفاق میافتد که عبدالمالک ریگی تحت حمایت کامل سرویسهای جاسوسی کشورهای غربی قرار داشت و وی با نام مستعار که آخرین آن سعید احمد بوده و همچنین گذرنامههای جعلی بین کشورهای مختلف تردد میکرده است. درست کمی آن طرفتر و در درون مرزهای کشور جنگزده افغانستان چندین سرویس جاسوسی و اطلاعاتی کشورهای غربی با تجهیزات و نیروهای به اصطلاح ورزیده پس از 8 سال از آغاز لشکرکشی به این کشور همچنان به دنبال دستگیری اسامه بنلادن سرکرده گروه تروریستی طالبان است و ناتوانی این نیروها در یافتن بنلادن تنها دو سناریو شاخص را مطرح میکند: اول عدم توانایی آنها در دستگیری وی و دوم دست نشانده بودن بن لادن توسط همین سیستمهای اطلاعاتی. در نهایت میتوان دستگیری این تروریست سابقهدار را از جمله دستاوردهای قوی نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران برای استقرار نظم و امنیت در داخل کشور دانست؛ امنیتی که ساکنان کشورهای همسایه ایران با آرزوی دیدن آن به خواب میروند...
پایان ریگی از کجا آغاز شد؟
شاید بتوان مهمترین سرمنشأ برای دستگیری و پایان دادن به امپراتوری ریگی در سیستان و بلوچستان را ترور ناجوانمردانه سردار شوشتری و تنی چند از سران قبایل بلوچ دانست؛ تروری که گروهک جندالله یا بهتر بگوییم جندشیطان با رهبری شرور سابقهدار عبدالمالک ریگی مسؤولیت آن را به عهده گرفت تا پرونده قتل و غارت این گروه بیش از پیش سنگینتر شود. گروهی که اگرچه سرکرده آن تحت تعقیب نیروهای نظامی و اطلاعاتی ایران، پاکستان و چند کشور دیگر بود اما بهرغم تمامی تلاش این نیروها برای دستگیری اعضای این گروهک و سرکرده آنها عبدالمالک ریگی، آنها با حمایت کامل سرویسهای اطلاعاتی غرب که در افغانستان و پاکستان بساطگستری کردهاند موفق به گریختن و پنهان شدن از دیدگان این نیروها میشدند.موید این مطلب مصاحبههای مکرر عبدالمالک با شبکههای العربیه، صدای آمریکا و تلویزیون پارس بود.کارکنان این رسانهها، کسانی بودند که به رغم تحت تعقیب بودن عبدالمالک ریگی توسط نیروهای نظامی ایران و پاکستان به عنوان یک تروریست، با وی گفتوگوی زنده ترتیب دادند و نظرات افراطی و متعصبانه این فرد را که نشأت گرفته از تندروهای وهابی عربستان است، به صورت گسترده منتشر کردند و در کنار این در اختیار داشتن امکانات پیشرفته نظیر پدافند ضد هوایی، دستگاههای پیچیده مخابراتی، خودروهای مدل بالا و امکانات میلیاردی و همچنین تردد بدون مشکل آنها در افغانستان و پاکستان که تحت سیطره نیروهای آمریکایی و ناتو است، دلیل دیگری برای اثبات حمایت غربیها از این تروریست کوچک بود.بنابراین پس از شهادت سردار شوشتری، فرمانده جدید قرارگاه ثارالله سپاه منصوب و فصل جدیدی در تاریخ سیستان و بلوچستان آغاز شد؛ فصلی که توأم با پیشرفت و سازندگی و حرکت رو به جلو برای این استان بود که بر روی تن آفتابگیرش رد سالها بیتوجهی خودنمایی میکرد و از طرف دیگر تلاشهای مضاعف و جدی سپاه برای به دام انداختن عامل اصلی وقایع دلخراش تروریستی منطقه جنوب شرق با جدیت ادامه داشت تا اینکه این امر در روز گذشته به وسیله سربازان گمنام امام زمان(عج) آن هم در خارج از مرزهای کشور محقق شد.
عبدالمالک ریگی کیست؟
عبد المالک ریگی و گروه تحت فرمانش ابتدا با عنوان جندالله و اکنون به نام جنبش مقاومت ملی اقدامات تروریستی بسیاری را در ایران سازماندهی کردهاند.از قاچاق مواد مخدر و گروگان گرفتن مرزبانان ایرانی و قتل تعداد زیادی از مردم بیگناه سیستان و بلوچستان تا به نمایش گذاشتن فیلم قتل سرباز ایرانی در مقابل دوربین شبکه العربیه.گرچه او اهداف خود را احقاق حقوق مردم بلوچستان معرفی کرده اما بیشک ریگی و گروهش یکی از نمودهای تروریسم شبهنظامی ـ چریکی قلمداد میشوند.بنابراین نگاهی به زندگینامه ریگی میتواند ابعاد گستردهتری از شخصیت وی را مشخص کند. عبدالمالک ریگی احتمالاً متولد سال 1358 است.«ریگی» یکی از قبایل بلوچستان شمالی است.عبدالمالک تحصیلات کلاسیک ندارد و تنها چند سال در یکی از حوزههای علمیه اهل سنت مشغول به تحصیل بوده که البته از آنجا نیز اخراج شده است.ریگی خودش را خادم جندالله میخواند. او دارای سابقه شرارت و یک مورد چاقوکشی به خاطر مسائل قبیلهای در داخل شهر زاهدان است و به همین خاطر مدتی هم زندانی شد اما بعد از آزادی خود را زندانی سیاسی معرفی نمود. بنا به گفته خودش از سن نوزده سالگی اسلحه به دست گرفته و به عملیات تروریستی پرداخته است.گفته میشود ریگی پیش از آغاز فعالیتهای تروریستی برای جلب حمایت علمای اهل سنت منطقه -که به مولویها مشهور هستند - نزد آنها رفت اما آنها برای حرفهایش اهمیتی قائل نشدند. گزینه بعدی ریگی قاچاقچیان عمده مواد مخدر بودند. آنها به دلیل اینکه علاقه داشتند جبهه تازهای در برابر نیروهای انتظامی و امنیتی استان به وجود آید از ریگی استقبال کردند و با در اختیار گذاشتن اسلحه و پول به حمایت از او برخاستند. به این ترتیب ریگی گروه خود را پایهگذاری کرد. گروهی که پس از نخستین حمله تروریستی نام «جندالله» را بر خود گذاشت.این گروه هدف اصلی خود را «دفاع ازحقوق ملی و مذهبی قوم بلوچ و اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان اعلام کرده» اما بسیاری از مردم غیرنظامی منطقه نیز قربانی عملیات تروریستی او و گروهش شدهاند. جندالله پس از مدتی نام «جنبش مقاومت ملی ایران!» را بر خود گذاشت.
گروه «جندالله» در سال ۱۳۸۴ شمسی ۹ مرزبان ایرانی را به گروگان گرفت و در قبال آزادی آنها خواهان آزادی برخی از اعضای گروه خود شد که در دادگاههای انقلاب به عنوان مفسد فیالارض به اعدام محکوم شده بودند. جندالله همچنین در حملهای که بعدها به کشتار تاسوکی معروف شد ۲۱ تن از مردم غیر نظامی را به قتل رساند. در بهمن ماه سال ۱۳۸۵ شمسی شهر زاهدان شاهد انفجار بمبهایی بود که هدف آنها اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان بودند. در این بمبگذاریها یازده تن از پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. اردیبهشت ۱۳۸۷ شانزده سرباز و پرسنل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در حمله اعضای جندالله به یک پاسگاه درسراوان به گروگان گرفته شدند.این گروه خواستار آزادی برادر عبدالمالک ریگی شد و دو تن از گروگانها را به قتل رساند.
چتر اطلاعاتی ایران در منطقه
در کنار تمامی اینها دستگیری عبدالمالک ریگی توسط سربازان گمنام امام زمان و ردزنی این تروریست در بیرون از مرزهای کشور که منجر به بازداشت وی شد، حکایتکننده هوشیاری و ایجاد چتر اطلاعاتی قوی نیروهای ایرانی در بیرون از مرزها برای دفاع از تمامیت ارضی ایران است.موضوعی که در دستگیری شهرام جزایری و بازگردان وی به داخل کشور از یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس نمود بیشتری پیدا میکند. این دستگیری در حالی اتفاق میافتد که عبدالمالک ریگی تحت حمایت کامل سرویسهای جاسوسی کشورهای غربی قرار داشت و وی با نام مستعار که آخرین آن سعید احمد بوده و همچنین گذرنامههای جعلی بین کشورهای مختلف تردد میکرده است. درست کمی آن طرفتر و در درون مرزهای کشور جنگزده افغانستان چندین سرویس جاسوسی و اطلاعاتی کشورهای غربی با تجهیزات و نیروهای به اصطلاح ورزیده پس از 8 سال از آغاز لشکرکشی به این کشور همچنان به دنبال دستگیری اسامه بنلادن سرکرده گروه تروریستی طالبان است و ناتوانی این نیروها در یافتن بنلادن تنها دو سناریو شاخص را مطرح میکند: اول عدم توانایی آنها در دستگیری وی و دوم دست نشانده بودن بن لادن توسط همین سیستمهای اطلاعاتی. در نهایت میتوان دستگیری این تروریست سابقهدار را از جمله دستاوردهای قوی نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران برای استقرار نظم و امنیت در داخل کشور دانست؛ امنیتی که ساکنان کشورهای همسایه ایران با آرزوی دیدن آن به خواب میروند...
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۸ ساعت توسط قادمون
|
