نامه‌نگاری‌ اهل کوفه به امام حسین (ع) با طمع کسب قدرت بود.

 

حجت‌الاسلام طائب گفت: اغلب اهالی کوفه با تصور اینکه امام حسین (ع) به خلافت خواهد رسید و به آنها نیز منصبی خواهد سپرد به امام نامه نوشته و برای قیام اعلام آمادگی کردند.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب در گفت‌وگو با فارس در تحلیلی از نحوه رفتار اهل کوفه با امام حسین (ع) اظهار داشت: در شناخت اهالی کوفه علاوه بر نحوه مخاطب‌شناسی مدینه باید به مسأله حضرت مسلم (ع) نیز توجه کرد که چرا کوفیان با مسلم بیعت کردند، اما وی را همراهی نکردند.
حجت‌الاسلام طائب بیان داشت: مردم کوفه دارای 2 مدل جمعیتی هستند که دسته اول حسین‌بن‌علی (ع) را امام می‌دانند و اعتقاد به امامت ایشان دارند و دسته دوم جمعیتی هستند که همانند مردم مدینه ایشان را فقط به عنوان نوه‌ رسول‌ الله (ص) قبول دارند. دسته اخیر زمانی حاضر بودند با حسین‌بن‌علی (ع) همکاری ‌کنند که فاسق و فاجر بودن یزید بر آنها مسجل شود.
وی با تأکید بر اینکه افشاگری‌ها درباره یزید در کوفه بیشتر از مدینه بود، گفت: علاوه بر بحث تبلیغ، «حسادت‌ورزی به یزید به خاطر دستیابی به حاکمیت» در کوفه کمتر رواج داشت و جریان نقد خلفا پررنگ‌تر از مدینه بود و کمتر اتفاق می‌افتاد که نظر عموم مردم به مخالفان یزید با نگاه «حسادت به مقام» باشد.
این کارشناس علوم دینی اظهار داشت: افشاگری علیه یزید موفق‌ترین روش امام حسین (ع) در ابقا دین بود، چرا که می‌دانستند تا این افشاگری صورت نپذیرد مردم، امام (ع) را یاری نخواهند کرد.
* نویسندگان 18 هزار نامه سه دسته بودند
حجت‌الاسلام طائب، نویسندگان 18هزار نامه را به سه دسته عامه مردم، اهل طمع و اهل شیعه تقسیم کرد و گفت: شیعیان در طیف آن روز کوفه اندک بودند و ارسال کنندگان 18هزار نامه ارسالی به امام (ع) اغلب افراد طالب قدرتی بودند که یزید را صالح نمی‌دانستند و این احساس در آنها بود که شاید حسین‌بن‌علی (ع) به قدرت برسد و احتمال حاکم شدن ایشان زیاد است.
حجت‌الاسلام طائب بیان داشت: گام بعدی کوفیان در طمع رسیدن به قدرت، همراهی کردن با حضرت مسلم‌بن عقیل بود که اگر حسین‌بن‌علی (ع) به قدرت رسید، جایگاهی بر آنان در حکومت فراهم شود، زیرا تصور غلط آنان این بود که با هرکس به قدرت برسد، باید با وی همراهی کرد تا مقام و سمتی برای آنان در این دستگاه فراهم شود؛ افرادی مثل محمد‌بن‌اشعث‌بن‌قیس از این تیپ افراد بودند.
این استاد حوزه و دانشگاه علت برگشتن کوفیان را، طالب قدرت نبودن امام حسین (ع) و اینکه در حرکت ایشان حکومت‌گری جایگاهی نداشت، عنوان کرد و گفت: اهل کوفه به خاطر همین انگیزه‌ها با جریان قدرت یعنی معاویه و بعد یزید همراهی کردند.
وی با طرح این پرسش که چرا شیعیان کوفه به یاری مسلم نیامده و امام حسین (ع) را کمک نکردند، اظهار داشت: گروهی از اهالی کوفه ضعیف‌الایمانانی بودند که مصداق آنها در قرآن کریم سوره توبه آیه‌ 38 آمده است که: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، شما را چه شده است که چون به شما گفته مى‏شود در راه خدا بسیج ‏شوید، کندى به خرج مى‏دهید. آیا به جاى آخرت به زندگى دنیا دل خوش کرده‏اید؟ متاع زندگى دنیا در برابر آخرت جز اندکى نیست»؛ اینها ضعیف‌الایمانانی بودند که به امامت امام حسین (ع) اعتقاد داشتند و می‌توان اغلب نامه‌نگارها را منتصب به آنها دانست.
* مسلم (ع) امکان یارگیری آشکار نداشت
حجت‌الاسلام طائب با بیان اینکه اتلاف وقت در اطلاع‌رسانی، کمبود رفاهی، سرعت و فراگیری ابزار رسانه از عمده‌ترین مشکلاتی بود که حرکت و دقت مسلم‌بن عقیل را برای یارگیری و سازماندهی نیروهای حسینی آن هم به صورت سری و پنهانی دچار کندی کرده بود، گفت: به خاطر آنکه کوفه تحت حاکمیت نعمان‌بن‌بشیر وفادار و زیردست یزید بود، ورود حضرت مسلم به کوفه به صورت کاملاً مخفیانه انجام شد و حضرت فقط مأمور به یارگیری، آماده کردن و اعلام آمادگی آنان به امام حسین (ع) بود و نه نبرد؛ او نمی‌توانست دفتری در کوفه دایر کرده و آشکارا فعالیت کند‌، زیرا نعمان هیچگاه اجازه فعالیت به چنین فردی را نمی‌داد.
این استاد حوزه و دانشگاه بیان داشت: پس از ورود پنهانی مسلم به کوفه و شروع تحرکات نیروهای دستگاه امنیتی، یزید، ورود مسلم را به نعمان‌بن‌بشیر خبر دادند که «او وارد کوفه و مخفیانه در حال جمع‌آوری نیرو است. باید او را پیدا کرده و تحویل دهی»؛ در این بخش، نعمان در فرمان یزید کوتاهی کرده و مسلم همچنان در خفا به جمع‌آوری یاران مشغول بود. سپس کوفه به عبید‌الله‌بن‌زیاد تحویل داده می‌شود و او در جستجوی شبکه سازماندهی شده مسلم دست به کار می‌شود.
حجت‌الاسلام طائب کار دستگاه مسلم را از این پس به خاطر به وجود آمدن مشکلات و اوضاع جدید، سری‌تر و مخفیانه‌تر عنوان کرده و افزود: معقل، فردی بود که در مسایل امنیتی بسیار قوی و کارکشته شده بود و عبید‌الله او را به عنوان سرجاسوس مأمور کرد تا مسلم را پیدا کند.
وی ادامه داد: اطلاع‌رسانی و ارتباط سازمانی مسلم و یارانش به خاطر آنکه حالت تیمی گرفته بود، بسیار دشوار‌تر شد و افراد برجسته و سرتیم‌های مسلم مثل هانی از نفوذ و فعالیت معقل در شبکه سازماندهی شده به عنوان جاسوس عبید‌الله بی‌اطلاع بودند و متأسفانه معقل همه افراد را تا سرشبکه‌های سازمان شناسایی کرد.
حجت‌الاسلام طائب بیان داشت: دستگیری سرشاخه و قطع ارتباط مسلم با افراد سازمان، شروع مشکل مسلم و شیعیان بود؛ با دستگیری هانیه‌‌بن‌عروه و امثال وی اطلاع‌رسانی به دیگران از بین رفت و همینطور بسیاری از افراد دیگری، مانند ابراهیم‌بن مالک اشتر، عمر‌بن حمرخزائی که توسط معقل شناسایی و روانه زندان شدند و تعدادی مانند مسلم‌بن‌عوسجه، حبیب‌‌بن‌مظاهر، عابس‌بن‌شبیب ‌شاکری توانستند با فرار از این معرکه، جان خود را به در برند.
وی اظهار داشت: پس از آنکه این سازماندهی از هم پاشید، حضرت مسلم نتوانستند از این حلقه محاصره عبور کند و ایشان را دستگیر و به شهادت رساندند. قطع سیستم اطلاع‌رسانی و زندانی شدن یاران، سبب شد تا برخی از آنها به موقع به کربلا نرسیده و از وقایع آن خبری نداشته باشند.
* کوفه با سخنان حضرت زینب (س) دگرگون شد
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به فتوای قاضی‌القضات شهر کوفه با عنوان اینکه «حسین از دین خارج شده و هرکس با او به مقاتله برخیزد و در این را کشته شود، بهشت ضامن اوست»، افزود: اغلب آنان که در کربلا حاضر شده و کشتن حسین‌بن‌علی (ع) را بر حق می‌دانستند، جزو خوارج و فرمانبر حاکمیت بودند و اسناد نقل شده مبنی بر تهییج مردم از سوی این فتوی بسیار ضعیف بوده و نمی‌تواند مبنا قرار گیرد و اگر اینگونه بوده است تعداد افرادی که تحت تأثیر این فتوی، علیه امام حسین (ع) وارد کربلا شده‌اند، بسیار اندک از متشرعین و تابع احکام بوده‌اند.
وی بیان داشت: مردم کوفه به شدت نسبت به خوارج کینه داشتند، بنابراین ورود اسرا به کوفه را به اهالی شهر کوفه، خوارج اعلام کرده بودند و چیزی از اینکه اینها اهل‌بیت رسول خدا (ص) هستند، نگفته بودند. به همین دلیل، پس از ورود اهل بیت (ع) به کوفه حضرت زینب (س) در مرکز شهر سخنرانی کردند که همه تواریخ اعتراف می‌کنند که صحنه عوض شد و تا حدی صحبت‌های ایشان در مردم کوفه اثر کرد که همگی می‌گریستند و می‌خواستند دست به شورش زده و کاخ عبید‌الله را بگیرند.
حجت‌الاسلام طائب با واکاوی مأموریت اهل‌بیت (ع) بر افشاگری یزید و دستگاه حاکمه گفت: صلاح نبود که مردم کوفه شورانده و کاخ عبیدالله را بگیرند، زیرا اگر چنین اتفاقی بیفتد، اسرا هیچگاه به شام نمی‌رسیدند و اهالی شام و دیگر سرزمین‌ها از ماهیت یزید و دستگاه او بی‌خبر می‌ماندند و این افشاگری عقیم مانده و بیداری امت اسلامی صورت نمی‌گرفت. بنابراین امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) را امر به سکوت کردند.
این کارشناس مسائل دینی گفت: این خطاب امام سجاد (ع) به زینب (س) در قالب یک دستور به ایشان صورت گرفت. چه بسا که حضرت زینب (س) به امر ایشان شروع به خطابه کرده بودند و به دستور امام زمانشان نیز سخنرانی را پایان دادند.
وی با اشاره به ورود اهل‌بیت (ع) به کاخ عبید‌الله‌ابن‌زیاد و آوردن سر شهدا گفت: زیدبن‌ ارقم از دوستان عبید‌الله سر حضرت سید‌الشهدا (ع) را می‌شناسد و با اعتراض به عبید‌الله با او جر و بحث می‌کند و عبیدالله به ناچار زید را از مجلسش اخراج می‌کند، ولی مجلس به هم می‌ریزد، به همین دلیل پس از این وقایع مردم کوفه روی خوش به عبیدالله‌بن‌زیاد نشان ندادند.
حجت‌الاسلام طائب با طرح این پرسش که چرا اهل کوفه به بدرقه اسرا نیامدند، اظهار داشت: با وقایعی که در یک هفته حضور اهل بیت علیهم‌السلام به وجود آمده بود، دیگر عبیدالله نمی‌توانست آنها را از شهر خارج سازد، زیرا شورشی حتمی به راه می‌افتاد. به همین دلیل در تاریکی شب، مخفیانه و در بی‌خبری اهل کوفه، اسرا را از شهر خارج می‌کند.