«تبدیل قانون ستیزی به دین ستیزی». این اتفاقی است که پس از 7 ماه، طلیعه نامبارک آن در فرقه سبز آشکارتر می‌شود.

«تبدیل قانون ستیزی به دین ستیزی». این اتفاقی است که پس از 7 ماه، طلیعه نامبارک آن در فرقه سبز آشکارتر می‌شود. به اصطلاح جنبشی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم براساس دروغ بزرگی به نام تقلب شکل گرفت، اگرچه با فرونشستن غبارها و هیجانات اولیه دچار ریزش شدیدی شد و اکثریت مردمی که به میرحسین موسوی رأی داده بودند، اکنون از اقدامات و مواضع او تبری می‌جویند؛ اما اکنون در منتهی الیه آن حرکت قانون‌ستیزانه، شاهد اتخاذ مواضعی از سوی نمایندگان میرحسین موسوی هستیم که به جرأت می‌توان آن را دین ستیزی نامید.
پس از پاره کردن تصویر حضرت امام(ره) و تحرکات سخیف روز عاشورا- توسط مردم خداجوی موسوی!- اکنون مواضع نمایندگان رسمی میرحسین و ابوذرهای او در خارج کشور نشان دهنده آغاز فاز جدیدی است. دیدگاه‌های ‌ اکبر گنجی در مقاله «خدا مرده است» و نفی عصمت ائمه(س) و وجود مبارک امام زمان(عج) توسط او در امتداد دیدگاه‌های ‌دکتر سروش مبنی بر نفی الهی بودن قرآن مجید و نیز بیانیه‌های ‌متعدد خارج نشینان حامی موسوی علیه ارکان دینی جامعه و نظام ایران، بیانگر آن است که لایه پنهانی که قصد موج‌سواری بر یک حرکت اعتراضی سیاسی – با ادعای تقلب در انتخابات – را داشت، اکنون و با ریزش شدید حامیان اولیه، منویات و دیدگاه‌های ‌واقعی و اصلی خود را به مثابه یک فرقه – که هویت علیه مبانی دینی نظام است – آشکار می‌کند. فرقه سبز اکنون به صراحت از قانون ستیزی به دین ستیزی- به عنوان خمیرمایه اصلی هویت خود- روی آورده است. در این باره بیشتر خواهیم نوشت.